تبليغاتX
And Nothing


And Nothing

Depression for Every 24 Hours

نمی دونم الان باید بخوابم یا  بیدار شم 

سرما زانوهام رو خم کرده 

دلم مثل آجر شده 

فقط رنگی شده 

تاریکی ها رو رنگی میبینم

حالم به هم میخوره 

دوست دارم زیر درخت خشک

در سرزمین تاریکی باشم

دوست دارم دوباره تنها با تاریکی باشم

تاریکی درونم 

با تمامی سرمایی که داشت 

قصد آزارم رو نداشت 

اون روشنایی میخواست

ولی من ناتوان 

ناتوان از ذره ای نور 


YUXEXES


Written By Yuxexes| |

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

We don't need no education 
We don’t need no thought control
No dark sarcasm in the classroom
Teachers leave them kids alone
Hey! Teacher! Leave them kids alone!
All in all it's just another brick in the wall.
All in all you're just another brick in the wall.
I don't need no arms around me
And I dont need no drugs to calm me.
I have seen the writing on the wall.
Don't think I need anything at all.
No! Don't think I'll need anything at all.
All in all it was all just bricks in the wall.

***

**

*

….All in all you were all just bricks in the wall

Written By DepressioN| |

در اعماق رنجهایی که کشیدم فراموشیه افکارم مرا به یاد دارند

افسانه ها از ترس درد هایی که کشیدم یادگاری روی پیرهنم نوشتند

حماسه ها برای بی ادبی ام مرا به گورستان تبعید کردند

فریادهایم برای فراموشی نبود ...برای بی توانی شاید

افکار را برای نبودن فهمیدم ...نفهمیدن را برای بودن و لذت بردن

آرامش جویباری را در شر شر فریادهایش برای ماهی داستانیست

آموختم که نباید بیاموزم فرزندان را برای افکاری نو

افکار را انگار که فرزندانم ...بیاموختم که توان درد دلی باشد

فراموش کردم اشک هایم را که  خاک آلود و سرد مرا رها می کردند

به دنبال ستاره ها برای فهمیدن رفتم

مرا ترک کردند و در آن سرما رها

بلور اشک هایم خاک آلود و سرد با من بودند

در آخرین لحظه ی تفکر ستایش کردم

آفریننده این ستاره ها را

که برای گمراه کردنم وسیله ی خوبی بودند

خداوند را برای افکارم شکر می کنم

و افکارم را برای خداوند قربانی

YUXEXES

 

Written By Yuxexes| |

گل کوچولویه آبی زیر برف های سفید با شجاعتی که داشت شکوفه داد...

فکر می کرد می تونه همه چیز رو عوض کنه ...

به خاطر دوست کوچولو ای که جلوش از سرما یخ بسته بود شکوفه کرد.

می خواد که بزرگ بشه برف های بالای سرشو برداره و به خورشیدی که پشت برف ها قایم شده برسه

 

yuxexes

Written By Yuxexes| |

نفس نفس می زنم نمی دونم چرا اینطوری شدم 

به ساختمون کناری نگاه می کنم از سرما دستام یخ زدن

نای راه رفتن ندارم حتی نمی تونم  ریگ توی کفشم رو فراموش بکنم

جلوی در بسته واستادم

دنبال کلیدا می گردم جیبای شلوار جینم خیلی تنگن دستم به سختی می ره توشون

دستام بی حس شدن نمی تونم کنترلشون بکنم 

کلید دوست نداره بره تو قفل و بازش کنه 

زندگی رو پشت درهای بسته نمی خوام 

وقتی میرم تو کفشام هم در نمی آن 

شاید می گن باید رفت پشت دریا ها شهریست

ولی با این کفش ها از دریا نمی شه گذشت

پله ها رو گذشتن

مثل همیشه مادرم جلوی صفحه ی رنگی 

چیز جالبیست گویند 

رنگ دریا هایش همرنگ روستایش

yuxexes



Written By Yuxexes| |

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

تا  دیروز میگفتی

بی تو جانا بر بستری خفته ام

چه  لطف است بی تو خفتن یا بی تو ماندن

و  امروز احساسی دگر

لطفی  ست در ماندن و خفتن بی تو

باشد  که اندک

تبریک  به تو

نه  برای آغاز هیچ

که  برای فراق 

....

DepressioN

 

Written By DepressioN| |